روزِ ما / عکس جالب و دیدنی / عکس پروفایل برادر و جملات کوتاه شعر و متن های زیبا برای برادر

عکس پروفایل برادر و جملات کوتاه شعر و متن های زیبا برای برادر

در این قسمت از مجله روزِ ما عکس های زیبای پروفایل برادر و عکس نوشته به همراه شعر، متن و جملات کوتاه برای برادر عزیز را برای شما آماده کرده ایم.

عکس پروفایل برادر و متن و جملات ویژه برادران

زیباترین عکس نوشته و اشعار برادر

عکس پروفایل برادر

عکس پروفایل برادر

اگر خاطرات کودکی ام روی آسمان شب پخش می شد
تو ستاره درخشان آن بودی
برای همه چیز ممنونم برادر عزیزم

متن کوتاه برای داداش

برادر مثل هر پسری که نزدیک توست، نیست
برادر بهترین دوست است
ممکن است از تو بزرگ تر یا کوچک تر باشد
اما اهمیتی ندارد، او بهترین دوست توست

عکس پروفایل برادر

عکس نوشته ویژه برادر عزیز

شعر در مورد برادر، ایرج جنتی عطایی

بخواب ای مهربان ای یار
بخواب ای کشته ی بیدار
بخواب ای خفته ی گلگون
بخواب ای غوطه ور در خون
سکوت سرخ خاک تو
صدای نینوا دارد
در این دم کرده گورستان
تگرگ مرگ می بارد
به سوک تو در این مقتل
کدامین مویه و شیون
سکوت یأس در خانه
هجوم مرگ در برزن
تمام سینه ها عریان
تمام چهره ها خونین
تمام دست ها خالی
تمام چشم ها غمگین
به خاک مسلخ افتادند
در این صحرای خونباران
برادرها جدا از هم
پدرها بی پسرهاشان
تو ای تن خفته ی گمنام
بخواب اکنون که بسیاری
لا لا لا لا ، لا لا لا لا
بخواب آری که بیداری
در این ویرانه خاک تو
که شد یک باره چون صحرا
به یادت باغ می
سازند
برادرهای فرداها
به سوگ تو در این مقتل
کدامین مویه و شیون
سکوت خشم در خانه
هجوم مرگ در برزن

جملات زیبا در مورد برادر 

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ يــــكي هس كه آخـــــر شبـا با اين كـه خسـتس ببرتت بــــــيرون يــــه هـوايي بخـــــوري…

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﮔﻪ یه ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺑﺎﺷﻦ ﺩﺍﺩﺍﺷﺖ ﺭﻓﯿﻘﺘﻪ…

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ یعنی یه ﭘﻨﺎهگاه ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ…

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ يـــــكي هس بيـــاد دسـتاتو گــــره بزنــه بـــــه هم تو بغــــلش و از اين كه نميتوني جم بخوري لــــــذت ببــره…
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ يـــــكي هس بگــــه خـــــوبه لاكات قشنگن، ولــــــــي زيادي جــــيغن…
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ يكي هس بـــــگه جـــــوري بـــرو بـــــيرون كه كســـي به آبجي خوشـــگلم چـــــپ نيگــــا نكـــنه ملتفتتت؟…
تــــوام بـــــگي آره! بگــــه د نشد ملتفتتتتتتتت؟ تو هم جيغ بزني بـــــــگي آرررره…
خــــــــلاصه داداش كه داشته باشـــــي انگار همه دنيا رو داري… يكي هس اشكاتو از رو صورتت پاكـ كنه…
خوش به حــــــــــال اونايي كه همه دنيــــــارو دارن! قدرشو بدونين!…

 

عکس پروفایل برادر

جمله عکس برای برادر

متن زیبا و جدید در مورد برادر 

برادرم دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

جملات زیبا در مورد برادر 

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ يـــــكي هس بيـــاد دسـتاتو گــــره بزنــه
بـــــه هم تو بغــــلش و از اين كه نميتوني جم بخوري لــــــذت ببــره…

 

عکس پروفایل برادر

متن ویژه برادر

شعر نو برادر دوستت دارم

تو همیشه برای من اینجا بوده ای
اما اکنون من را ترک می کنی
می دانم با هم بحث هایی داشته ایم
اما با تمام وجودم دوستت دارم

***

تک بیتی درباره برادری

برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست
که خویش عشق بماند نه خویشی نسب
مولانا

عکس پروفایل برادر

شعر و جملات زیبای برادر

چون دیده‌ای که یوسف از اخوان چه رنج دید

هم ناتوان بزی و ز اخوان توان مخواه

 

خاقانی

 

شعر برادر

 

برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست

که خویش عشق بماند نه خویشی نسب

 

مولانا

 

شعر برادر

 

هر بی‌خبر برادر خویشم لقب نهد

آری چو یوسفم من و ایشان برادرم

 

عطار

 

شعر برادر

 

خوشی کجاست اینجا؟ کاینجا برادران

از بهر لقمه‌ای هم خصم برادرند

 

ناصر خسرو

عکس پروفایل برادر

شعر کوتاه برادر

زیباترین شعر درباره برادر, از نادر نادر پور

درخت معجزه خشکیده ست
و کیمیای زمان، آتش نبوت را
بدل به خون و طلا کرده ست
و رنگ خون و طلا، بوی کشتزاران را
زیاد بدبده
های ترانه خوان برده ست
و آفتاب، مسیحای روشنایی نیست
و ابرها همه آبستن زمستانند
و جوی ها همه در سیر بی تفاوت خویش
به رودخانه ی بی آفتاب می ریزند
و کوچه ها همه در رفتن مداومشان
به نا امیدی بن بست ها یقین دارند
پرنده ها دیگر از گوشت نیستند
پرنده ها همه از وحشتند و از پولاد
و فضله هاشان از آفت است و از آتش
اگر به شهر فرو ریزد
دهان به قهقهه ی مرگ می گشاید شهر
و در فضایش، چتری سیاه می روید
و مادرانش، فرزند کور می زایند
و دخترانش، گیسو به خاک می ریزند
و عابرانش، در نور تند
می سوزند
و پوست هاشان، از دوش اسکلت هاشان
فراخ تر ز شنل ها به زیر می افتد
و نقش سایه ی آنان به سنگ می ماند
اگر به دشت فرود آید
جنین گندم در بطن خاک می گندد
و تخم میوه بدل می شود به دانه ی زهد
و گل به یاد نمی آورد که سبزه کجاست
اگر
در آب فروافتد
نژاد ماهی، راهی به خاک می جوید
و خاک، دایه ی نامهربانتر از دریاست
زمین، سقوطش را هر شب به خواب می بیند
و بیم مردن، عشق بزرگ آدم را
به عقل مور بدل کرده ست
که زندگی را در زیر خاک می جوید
و خانه هایی در زیر خاک می سازد
چه
روزگار غریبی
برادری، سختی بیش نیست
و معنی لغت آشتی، شبیخون است
پسر به خون پدرتشنه ست
و رودها همه از لاشه ها گرانبارند
و دام ماهی صیادها پر از خون است
پیام دست، نوازش نیست
و پنجه های جوان، دیگر
به روی ساقه ی نالان نی نمی لغزند
به روی لوله ی سرد تفنگ می لغزند
و آنکه سایه ی دیوار، خوابگاهش بود
به خشت سینه ی دیوار می فشارد پشت
و برق خنده ی تیر
نگاه خیره ی او را جواب می گوید
و او، دوباره در آغوش سایه می خوابد
چه روزگار غریبی
سحر، پیمبر اندوه است
و شب، مفسر
نومیدی
و روشنایی در فکر رهنمایی نیست
شعاع آینه ها، چشم کاکلی ها را
به سوی کوری جاوید رهنمون شده است
و مرد مار گزیده
ز ریسمان سیاه و سفید می ترسد
که ریسمان، مار است و مار، رشته ی دار
و دار، نقطه ی اوجی است
که آسمان را با ریسمان گره
زده است
و آسمان، همه در خواب ودار، بیدار است
کسی به فکر رهایی نیست
دریچه های جهان، بسته ست
و چشم ها همه از روشنی هراسانند
زمین، شکوه کریمانیه ی بهارش را
ز شاخ و برگ درختان دریغ می دارد
و آسمان، شب صاف ستارگانش را
نثار خاک دگر
کرده ست
آیا سروش سحرگاهان
تو روشنی را جاری کن
تو با درختان، غمخوار و مهربان می باش
تو رودها را جرأت ده
که دل به گرمی خورشید، بسپرند
تو کوچه ها را همت ده
که از سیاهی بن بست بگذرند
تو قلب ها را چندان بزرگواری بخش
که تا چراغ حقیقت را
دوباره در شب ناباوری برافروزند
تو دست ها را آن مایه هوشیاری بخش
که دوستی را از برگ ها بیاموزند
تو، ای نسیم، نسیم ای نسیم بخشایش
به ما بوز که گنهکاریم
به ما بوز که گرفتاریم

عکس پروفایل برادر

جملات خاص برادر

زیباترین شعر درباره برادر, از نادر نادر پور

درخت معجزه خشکیده ست
و کیمیای زمان، آتش نبوت را
بدل به خون و طلا کرده ست
و رنگ خون و طلا، بوی کشتزاران را
زیاد بدبده
های ترانه خوان برده ست
و آفتاب، مسیحای روشنایی نیست
و ابرها همه آبستن زمستانند
و جوی ها همه در سیر بی تفاوت خویش
به رودخانه ی بی آفتاب می ریزند
و کوچه ها همه در رفتن مداومشان
به نا امیدی بن بست ها یقین دارند
پرنده ها دیگر از گوشت نیستند
پرنده ها همه از وحشتند و از پولاد
و فضله هاشان از آفت است و از آتش
اگر به شهر فرو ریزد
دهان به قهقهه ی مرگ می گشاید شهر
و در فضایش، چتری سیاه می روید
و مادرانش، فرزند کور می زایند
و دخترانش، گیسو به خاک می ریزند
و عابرانش، در نور تند
می سوزند
و پوست هاشان، از دوش اسکلت هاشان
فراخ تر ز شنل ها به زیر می افتد
و نقش سایه ی آنان به سنگ می ماند
اگر به دشت فرود آید
جنین گندم در بطن خاک می گندد
و تخم میوه بدل می شود به دانه ی زهد
و گل به یاد نمی آورد که سبزه کجاست
اگر
در آب فروافتد
نژاد ماهی، راهی به خاک می جوید
و خاک، دایه ی نامهربانتر از دریاست
زمین، سقوطش را هر شب به خواب می بیند
و بیم مردن، عشق بزرگ آدم را
به عقل مور بدل کرده ست
که زندگی را در زیر خاک می جوید
و خانه هایی در زیر خاک می سازد
چه
روزگار غریبی
برادری، سختی بیش نیست
و معنی لغت آشتی، شبیخون است
پسر به خون پدرتشنه ست
و رودها همه از لاشه ها گرانبارند
و دام ماهی صیادها پر از خون است
پیام دست، نوازش نیست
و پنجه های جوان، دیگر
به روی ساقه ی نالان نی نمی لغزند
به روی لوله ی سرد تفنگ می لغزند
و آنکه سایه ی دیوار، خوابگاهش بود
به خشت سینه ی دیوار می فشارد پشت
و برق خنده ی تیر
نگاه خیره ی او را جواب می گوید
و او، دوباره در آغوش سایه می خوابد
چه روزگار غریبی
سحر، پیمبر اندوه است
و شب، مفسر
نومیدی
و روشنایی در فکر رهنمایی نیست
شعاع آینه ها، چشم کاکلی ها را
به سوی کوری جاوید رهنمون شده است
و مرد مار گزیده
ز ریسمان سیاه و سفید می ترسد
که ریسمان، مار است و مار، رشته ی دار
و دار، نقطه ی اوجی است
که آسمان را با ریسمان گره
زده است
و آسمان، همه در خواب ودار، بیدار است
کسی به فکر رهایی نیست
دریچه های جهان، بسته ست
و چشم ها همه از روشنی هراسانند
زمین، شکوه کریمانیه ی بهارش را
ز شاخ و برگ درختان دریغ می دارد
و آسمان، شب صاف ستارگانش را
نثار خاک دگر
کرده ست
آیا سروش سحرگاهان
تو روشنی را جاری کن
تو با درختان، غمخوار و مهربان می باش
تو رودها را جرأت ده
که دل به گرمی خورشید، بسپرند
تو کوچه ها را همت ده
که از سیاهی بن بست بگذرند
تو قلب ها را چندان بزرگواری بخش
که تا چراغ حقیقت را
دوباره در شب ناباوری برافروزند
تو دست ها را آن مایه هوشیاری بخش
که دوستی را از برگ ها بیاموزند
تو، ای نسیم، نسیم ای نسیم بخشایش
به ما بوز که گنهکاریم
به ما بوز که گرفتاریم

عکس پروفایل برادر

جمله و نوشته های زیبای برادر

برادر عزیزم
در زندگی ام آدم های زیادی آمدند و رفتند اما
تو همیشه همه جا بودی
در میان همه جاده های انحرافی زندگی ام
آغوش تو پناهگاه آسمانی من بوده
دوستت دارم

شعر برادر

دوست داشتن و دوست نداشتن
اما اغلب دوست داشتن چیره می شد

عشق و تنفر
اما اغلب عشق غالب بود

من این گونه رابطه خواهر برادری مان را توصیف می کنم
عاشقتم داداش گلم

نوشته های زیبا در وصف بردار

هر صبح که از خواب بیدار می شوم به تو فکر می کنم
به عنوان قهرمانی که به زندگی ام وارد شد
هنگامی که در نزاع و کشمکش بودم بیشتر و بیشتر برایم ظاهر شدی
می ترسم از اینکه نتوانم بدون تو زندگی کنم …

عکس پروفایل برادر عکس های برادر دوستت دارم

یک برادر دارم از جان خوبتر

هر چه محبوب است از آن محبوبتر

 

فریدون مشیری

 

شعر برادر

 

این یکی یاری بخواهد آن یکی سر می‌رسد

جز برادر کی به فریاد برادر می‌رسد؟

 

علی فردوسی

 

شعر برادر

 

برادر با برادر دست در دست

همیشه مثل کوهی پُشت هم هست

 

خلیل خادمی

عکس پروفایل برادر

 

این را هم ببینید

عکس پروفایل سربازی و تصاویر نوشته دار غمگین سربازی رفتن و عشق

در این قسمت زیباترین عکس پروفایل سربازی و عکس نوشته های سربازی را مشاهده می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *